تولد:۱۳۴۰- روستای پاقلات,اشکنان, لامرد
شهادت:۱۳۶۵/۱۰/۱۹- شلمچه, کربلای ۵

امروز زنده نگه داشتن ياد شهدا كمتر از شهادت نيست"مقام معظم رهبري"

زندگینامه سردار شهید قاسم احمدی

برخود فرض ميدانم سالروز شهادت شهيد والامقام سردار قاسم احمدي را خدمت خانواده معظم ايشان تبريك و تسليت عرض نمايم.خداوند روح پرفتوح اين شهيد را با سرور و سالار شهيدان اباعبدالله الحسين محشور فرمايد.

سرلشكر پاسدار حسين سلامي
فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

خبر داد مجروح و مشهد بستری شدم. زنگ زدم بیمارستان مشهد. صدایش در نمی امد. گفتم چی شده؟
گفت خوبم, چیزی نیست.
وقتی برگشت فهمیدم شیمیایی شده. چشمانش اسیب دیده و هنوز خوب نمی دید. با همان حال می خواست برگردد جبهه!
گفتم چشمات...
گفت, چی کارکنم. جبهه مرا به خود می کشه, دیگه نمی تونم اینجا بمونم.
رفت و این بار از ناحیه پا و سر به شدت مجروح شد...

 

بعد از عملیات والفجر ۸ بود که به شدت زخمی و چند ماه در تهران بستری شد. همه کادر بیمارستان مجذوب روحیه قاسم شده بودند. در این مدت که بستری بود, هر وقت مجروحی از درد شکایت و ناله می کرد, او را به اتاق قاسم می بردند, با دیدن و هم صحبتی با قاسم ارام می شد.
هنوز زخمش خوب نشده, تماس گرفت و گفت من اماده برگشتن به جبهه هستم!
گفتم شما که هنوز خوب نشدی؟
گفت خط مقدم نمی تونم باشم, درست. اما در اموزش لشکر که می توانم کمک دهم!
عصا به دست به جبهه برگشت!

هنوز زخم اخرین مجروحیت را با خود داشت که به مرخصی امد. بدون عصا نمی توانست راه برود. با هم رفتیم گلزار شهدا.کنار مزار شهید حیدر فداکار نشست. با انگشت کنار قبر او مربعی کشید و گفت اینجا جای یک شهید است!
فهمیدم می خواهد برگردد و دارد ادرس برگشتن را می دهد!
گفتم بگذار پات خوب بشه بعد،
گفت مادر من در انتظار شهادتم!
با تعدادی از بچه های لامرد رفت برای عملیات کربلای ۵. همان شب اول عملیات شهید شد!
وقتی برگشت گفتم مادر ان شاالله امام حسین تو را تحویل بگیرد. شیرم حلالت!